محمد مهدى ملايرى

277

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

حتى كلمهء منجم هم تا قبل از سال 132 هجرى ناشناخته است ، با اين‌كه دربار ايران در دورهء ساسانيان شامل طبقهء منجمان هم بوده است ؟ همين ابهامى كه براى اين محقق در اين رشته وجود دارد در نوشته‌هاى برخى از محققان ديگر در رشته‌هاى ديگر به صورتهاى ديگرى منعكس شده است . ماكس ميرهوف محقق آلمانى در بحثى تحقيقى و كم‌نظير براى انتقال علم طب يونانى به مسلمانان دو راه فرض كرده است : يكى راه مستقيم از غرب به شرق كه عبارت از انتقال از مدارس يونانى مآب اسكندريه و انطاكيه و سوريه است به عراق ، و ديگر راه غير مستقيم يعنى از شرق به غرب است كه عبارت از راه ايران يا به تعبير دقيق‌تر راه جنوب ايران و خوزستان باشد . و با اين‌كه طبق اين نظر راه اصلى انتقال طب يونانى مىبايستى همان راه مستقيم يعنى مدارس يونانى مآب آسياى صغير و اسكندريه باشد ، معذلك در قرنهاى نخستين اسلامى اثر قابل ذكرى از اين راه در تاريخ طب عربى و اسلامى مشاهده نمىشود و آنچه آثار اصلى و اساسى است چه از نظر تعليم طب و چه از نظر تربيت اطبا و معلمين و چه از لحاظ تأليف و ترجمهء كتب و چه از لحاظ درمان بيمارستانى همه از طريق ايران يا به تعبير دقيق‌تر از جندى شاپور به بغداد و عالم اسلام راه يافته است . نظير همين ابهام كه اين‌دو دانشمند در زمينهء تحقيقات خود با آن روبرو شده‌اند ، اوليرى محقق ديگرى كه دربارهء انتقال علوم يونانى تحقيقى جامع و شامل نموده و آن را به صورت كتابى پرمايه و مفيد منتشر ساخته است به صورت ديگرى با آن روبه‌رو است . اين محقق پس از دريافت اين مسأله كه نخستين دانشمندان اسلامى در رشته‌هايى از علوم مانند رياضى و طب چيزهايى مىدانستند كه يونانيان قديم از آن آگاه نبودند و ربط اين‌دو بدون يك واسطه نامعقول است ، به اين نتيجه رسيده كه « در رشتهء انتقال علوم يونانى به اعراب حلقه‌هايى مفقود است كه پركردن جاى خالى آنها دشوار است » . شكى نيست كه علت وجود چنين مجهولاتى در تاريخ انتقال علوم يونانى به اعراب و مسلمانان كه گاهى به صورت پرسش‌هايى بدون پاسخ و گاهى به